امشب خیلی دلتنگ ات شدم عزیزم،نوشته های قبلی رو که میخوندم دیدم چقدر جدایی و دلتنگی ما رو اذیت میکرد الانم همینه، نبودنت برام سخته، قلبم آروم و قرارنداره. خدا پشت و پناه ات عزیزدلم، جدایی رو دوست ندارم ، انشاالله دیگه پیش نیاد
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
خب خب انقدر نیومدیم اینجا که الان با یه خبر خوب اومدم یه عضو جدید داره به خونواده ی عاشقانه ی ما اضافه میشه و ما خیلی خوشحالیم. خیلی سختی کشیدیم توی این مدت مخصوصا سر این آزمایش اخیر نی نی مون پسر خوشگل مون اما به خواست خدا بخیر گذشت و سالم بود.
منتظرتیم بیصبرانه عزیزدلم
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
محمد پارسا جان اسمت دیگه انتخاب شده عزیزدلم، پسرم الان داره 6ماهه میشه خیلی داره اذیت میکنه اما به امید سلامتی اش تحمل میکنم اصلا خواب و خوراک ندارم و گاهی عصبی میشم و البته با تکون هاش آروم تر میشم.قربونش برم. صدای قلبت رو دیروز شنیدم عسل من. انشالله هرچه زودتر اینروزها بگذره و تو به سلامتی بدنیا بیایی و در آغوش بگیرمت
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 8:32 توسط
|
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
محرم هم آمد و عمر ما چنان میگذرد. روزها می روند و می آیند و ما زندگی را میگذرانیم. چند وقتی پیش حادثه ای برای من پیش اومد که دچار درد جسمی شدیدی شدم روزهاو شبهای خیلی سختی رو گذروندم با کمک همسرجان و
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
همسرجانم دلبرم تولدت مبارک باشه. انشالله که همیشه سلامت باشی و خدا تو رو برای من حفظ کنه
البته امسال تولدت کلی برنامه داشتم اما حیف که مصادف شد با این ویروس لعنتی که همه چیز و همه کس را به هم ریخت حالا قسمت نبود من اینبار مهربانی هایت را کمی و اندکی جبران کنم.
دلبرشیرینم دوستت دارم و انشالله به زودی زود حسابی جبران میکنیم
دوست دار تو عشق ات
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
سلام همسر عزیزتر از جانمصبح قشنگ ابری بهاری ات بخیراول از اینکه بگم روزت مبارک دلبرجان جانبازم، دلبرجان آزاده ام، دلبر جان ...خب چه کنم همه رو با هم بگم یکدفعه و خلاصدوم اینکه برای هر کدوم از این دلبر
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
خیلی خب حال اومدم, و با کلی حرف
این روزها من و همسرجان حسابی درگیر کار، زندگی شخصی و ... هستیم. هم جسمی هم فکری یعنی خداروشکر داره پیش میره شاید یه جاهایی سخته اما بازم از پسش براومدیم آرامش مقداری بهمون رو کرده و اما باز مثل سابق همچنان در تلاش و تکاپو هستیم
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
نمیدونم چرا مشکلات تمومی ندارن اگر جایی رنگ خوشی میاد سراغت اما طوفان ها و بادها باز میان سراغ آدم...
الان انقدر گیج شدم و هنگ کردم که نمیدونم چه کنم. میگفتن خدا هیچ کسی رو به چه کنم چه کنم گرفتار نکنه الان خودم میگم، شک کردم به اینکه دلسوزی بیش از حد دارم اینکه دیگران وقتی انقدر بهشون محبت میکنی و حالا قدردان که نیستن که هیچ تازه ازت طلبکارن تازه درصدد ناراحت کردنت بر میان. خدایا خودت صبر بده خودت کمکمون کن، بتونم تصمیمات درست بگیرم آروم باشم و ...
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی